مجتبى ملكى اصفهانى
360
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
دلايل طرفداران قول دوم عبارت است از : 1 - تبادر : يعنى آنچه با شنيدن لفظ مثلا « صلاة » به ذهن تبادر پيدا مىكند ، معناى اعم از صحيح و فاسد است . 2 - عدم صحّت سلب : يعنى اگر كسى نماز مىخواند و نماز او هم باطل است ، نمىگويند او نماز نمىخواند ، بلكه مىگويند نمازى كه مىخواند باطل است . و تبادر و عدم صحّت سلب ، از نشانههاى حقيقت هستند . - قدر جامع : يك شبهه اينجا مطرح است و آن اينكه : چه صحيحى باشيم و چه اعمى ، بايد قدر جامعى تصور نمود كه مثلا لفظ « صلاة » به اعتبار آن قدر جامع بر تمام اقسام نماز صحيح و باطل و نماز مسافر و غريق و ساير نمازها اطلاق شود و چون صحيح و باطل مانند ضدين هستند پس تصور قدر جامع ممكن نخواهد بود . و همينطور نسبت به « صحيحى » كه چگونه لفظ « صلاة » را بر افراد متفاوت نماز اطلاق مىكند ، در حالى كه نماز مسافر و غريق و مريض و نماز در حال عادى با يكديگر متفاوتند ؟ در تصوير قدر جامع ، نظرات مختلفى ارائه شده است ولى ما به علّت طولانى شدن بحث ، تنها به بيان يك نظريه در تصوير قدر جامع اكتفا مىكنيم . برخى معتقدند كه قدر جامع بين اقسام نماز ، مجرد اشتراك در شكل و هيئت است . يعنى نماز ، داراى موادى است مانند ذكر ، قرآن ، ركوع و سجود به صورت لا به شرط ، كه بر مقدار كم از اين مواد نيز مىتوان مواد نماز اطلاق كرد ، و داراى هيئتى است كه عبارت است از صورت اتصالى خاص . نسبت اين هيئت به مواد ، نسبت صورت به ماده است ، مانند هيئت ماشين يا خانه ، كه مواد مختلف و